الفيض الكاشاني

210

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

وَ أهْلَكُوا أَنْفُسَهُم » . « 1 » يعنى مثل كسى كه مساهله كند در اقامهء حدود خداى عزّوجلّ و مرتكب معصيت را از آن منع نكند و مَثَل مرتكب معصيت ، مَثَل جماعتى است كه به شركت در كشتى نشينند ، بعضى را جا در طبقهء زيرين كشتى باشد و بعضى را جا در طبقهء بالايين . ناچار آنان كه در طبقهء زيرين باشند چون آب خواهند بر اهل طبقهء بالايين گذرند و ايشان را در اين تضرّر و تأذّى باشد . آن كس را كه در طبقهء زيرين است به خاطر افتد و تبرى بردارد و در زير كشتى خواهد كه سوراخ كند براى آن كه آب خود از آن جا بردارد و بر اهل طبقهء بالايين نبايدش گذشت كه موجب تضرّر ايشان است . اگر اهل طبقه بالايين او را بازنگذارند كه چنين كند ، خود زنده مانند و او زنده ماند و اگر باز گذارند تا كشتى سوراخ كند ، آب برآيد و كشتى پر آب گردد و اعلى واسفل همه غرق شوند . ارشاد ديگران اكنون در مقام تطبيق مَثَل طبقهء بالايين اهل علمند و طبقهء زيرين اهل جهلند و آبى كه احتياج طبقه زيرين به آن ثابت است ، دانش است كه حيات دل به آن است . اگر اهل علم مزاحم اهل جهل شوند به تعلّم ، به مقتضاى « فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ » « 2 » * اگر چه در اين تضرّر و تاذّىِ اهل علم باشد كه وقت خود به گفت و شنيد با ايشان صرفشان بايد كرد و تعليم و ارشاد ايشان و تعديل و تقويم زيغ « 3 » ايشان علماً و عملًا ، و امّا اين اولى است به حال فريقين . اگر اهل علم براى تن آسانى خود اهل جهل را به خود باز گذارند تا از هم آن جا كه خودند انديشه ها كنند و

--> ( 1 ) . صحيح بخارى ، ح 2489 . ( 2 ) . اگر نمىدانيد ، از آگاهان بپرسيد . سورهء نحل ، آيهء 43 . ( 3 ) . زيغ : انحراف .